در روزهایی که اخبار تنش میان ایران و آمریکا هر لحظه داغتر میشود، بازارهای جهانی کالا هم بیتفاوت نماندهاند. قیمت نفت، قیمت طلا و فلزات صنعتی، همگی در حال واکنش به این بحران ژئوپلیتیکی هستند. اما یک فلز خاص در این میان کمتر به چشم میآید؛ فلزی که هم در صنایع نظامی و هم در زیرساختهای انرژی نقش حیاتی دارد: مس.
اگر فکر میکنید «کمبود مس» فقط یک خبر اقتصادی خشک است، این مقاله نظرتان را عوض میکند.
ایران، آمریکا و اثر دومینوی بر بازار مس
تنش میان ایران و آمریکا چند مسیر مستقیم و غیرمستقیم برای تأثیرگذاری بر قیمت مس دارد:
اول؛ اختلال در زنجیرهی تامین انرژی و حملونقل
تنگهی هرمز که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند، در صورت بسته شدن یا حتی تهدید به بسته شدن، هزینهی حملونقل دریایی را به شدت بالا میبرد. این افزایش هزینه مستقیماً روی هزینهی استخراج و صادرات مواد معدنی از جمله مس تأثیر میگذارد.
دوم؛ تشدید تقاضای نظامی
هر درگیری نظامی، تقاضا برای تجهیزات الکترونیکی، موشکها، کشتیها و هواپیماها را بالا میبرد. مس یکی از اصلیترین مواد اولیه در ساخت تجهیزات نظامی و سیستمهای ارتباطی است. یک موشک پیشرفته میتواند تا چند صد کیلوگرم مس در سیمکشیها و مدارهایش داشته باشد.
سوم؛ تحریمها و بازارهای جایگزین
با تشدید تحریمهای آمریکا علیه ایران، مسیرهای تجاری منطقه تغییر میکنند. این تغییر مسیر، فشار بیشتری روی زنجیرهی تامین کالاهای پایهای مثل مس میگذارد و قیمتها را بالا میبرد.
خریدوفروش سریع و آسان توکن سهام مس با واریز تومان در هر ساعت از شبانهروز
چرا مس اصلاً کمیاب میشود؟
فارغ از تنشهای ژئوپلیتیکی، یک مشکل ساختاری هم وجود دارد. بسیاری از بزرگترین معدنهای مس جهان، قدیمی هستند و بازدهشان در حال کاهش است. یعنی برای استخراج همان مقدار مس، باید سنگ بیشتری جابهجا شود و هزینهها بالاتر میروند.
از طرف دیگر، ساخت معدن جدید فرآیندی طولانی، پرهزینه و پر از پیچیدگیهای قانونی است. این یعنی شرکتهایی که همین الان معدن فعال دارند یا پروژههایشان در حال توسعه است، یک مزیت رقابتی بزرگ دارند.
تورم، جنگ و مس؛ یک مثلث خطرناک برای سرمایهگذار بیاطلاع
یک نکتهی مهم را نباید نادیده گرفت. تنشهای نظامی معمولاً قیمت کالاها را بالا میبرند، اما این رشد قیمت همیشه پایدار نیست. درست مثل آنچه در جنگ اول خلیج فارس اتفاق افتاد؛ قیمت نفت در ماههای درگیری تقریباً دو برابر شد، اما به محض روشن شدن نتیجهی جنگ، دوباره افت کرد.
برای مس هم همین منطق صدق میکند. اگر تنشها فروکش کنند، ممکن است بخشی از رشد قیمت از بین برود. اما تفاوت مس با نفت اینجاست که کمبود ساختاری مس، مستقل از جنگ و صلح وجود دارد و در بلندمدت، عامل حمایتی قویتری برای قیمتهاست.
جمعبندی
تنش میان ایران و آمریکا، بازار مس را از دو طرف تحت فشار میگذارد: از یک سو هزینههای تامین را بالا میبرد و از سوی دیگر تقاضای نظامی و صنعتی را تشدید میکند. این اتفاق، در کنار کمبود ساختاری ناشی از قدیمی شدن معدنهای بزرگ، میتواند یک فرصت بلندمدت برای سرمایهگذاران صبور ایجاد کند.