جهش قیمتی اخیر در بازار ارز و طلا بار دیگر کارآمدی ابزارهای سنتی مدیریت بازار توسط بانک مرکزی را به چالش کشید!
عبور قیمت دلار امروز از مرز ۲۰۰ هزار تومان، آن هم چند روز پس از اعلام برنامه تزریق نیم میلیارد دلاری، نشاندهنده شکافی عمیق میان «مدیریت اداری بازار» و «واقعیتهای اقتصادی» است.
همزمان، جهش قیمت روز سکه به بیش از ۲۲۲ میلیون تومان و هر گرم طلای ۱۸ عیار به بیش از ۲۲ میلیون تومان، تصویری واضح از همراهی تمامعیار بازار داراییها با نرخ ارز را به نمایش میگذارد.
یکی از قابل توجهترین ابعاد تزریق ارز ۵۰۰ میلیون دلاری به بازار، استقبال ناچیز از این عرضه و فروش تنها ۲۰ میلیون دلار از این حجم بود!
بنابراین، شکست فرآیند حراج یا عرضه دلاری بانک مرکزی در جذب نقدینگی را میتوان در چند علت زیر خلاصه کرد:
- فاصله نرخ دلار دولتی (۱۹۵ هزار تومان) با قیمت دلار در بازار آزاد اگرچه در ظاهر حاشیه سودی ایجاد میکرد، اما با در نظر گرفتن هزینههای مبادلاتی، ریسکهای نظارتی و احتمال احراز هویتهای مالیاتی، جذابیت خود را برای تقاضای احتیاطی و سرمایهگذاری از دست داد.
- محدودیتهای اداری در تخصیص و فرآیندهای پیچیده ثبت سفارش، سرعت واکنش فعالان اقتصادی را کاهش داده و گروهی را از ورود به سامانه منصرف کرد.
- خریداران عمده و بنگاههای اقتصادی، عرضه مداوم ارز را روندی پایدار تلقی نکرده و با نگرشی مقطعی به آن، از تعهد منابع نقدی خود در چارچوبهای رسمی خودداری کردند.
اما این ناکامی در تزریق پول به بازار ارز، به سرعت در قیمت لحظه ای طلا به عنوان نقدشوندهترین جایگزین دلار، نشان داده شد. چرا که با ناکارآمدی ابزارهای مداخله، هیجان خریداران مستقیم به سمت بازارهایی مانند طلا حرکت میکند.
این فرآیند، چرخهای بازخورد دهنده ایجاد میکند:
افت اعتماد به ثبات سیاست پولی = تشدید تقاضای احتیاطی در بازار آزاد = صعود طلا و ارز = تعمیق فشار بر هزینه تامین مواد اولیه
اقدام بانک مرکزی در عرضه ارز، در واقع تلاش برای اجرای یک سیاست انقباضی و جمعآوری نقدینگی از سطح بازار بود؛ اما تکیه بر ابزار «عرضه» بدون اعمال اصلاحات در سایر بخشها، کارایی مطلوبی ندارد.

در نهایت، با در نظر گرفتن متغیرهایی مانند نرخ رشد نقدینگی، تورم انتظاری، کسری بودجه، تراز ارزی صادرات غیرنفتی و ریسکهای بیرونی، سه سناریوی کلیدی برای دیدگاه میانمدت و بلندمدت بازار ارز قابل تصور است:
- سناریوی پایه:
در سناریوی تداوم رکود-تورمی و تثبیت قیمت در کانالهای جدید، بانک مرکزی با ترکیبی از مداخله مستقیم و ابزارهای فشاری نظارتی، نوسانات شدید بازار را بهصورت کوتاهمدت کنترل میکند.
با این حال، به دلیل شکاف عمیق تورم داخلی و تورم طرفهای تجاری، نرخ ارز طبق الگوی برابری قدرت خرید به مسیر صعودی پلکانی خود ادامه میدهد.
تبعات اقتصادی این کار این است که ارزپاشیهای مقطعی توان مهار بلندمدت را از دست میدهند، قیمتها خصوصا قیمت USDT به عنوان نماینده دیجیتال دلار در بازا کریپتو نیز به کانالهای بالاتر رفته و داراییهای نقدشونده مانند طلا و سکه گامبهگام با نرخ آزاد بازتنظیم میشوند.
- سناریوی بدبینانه
این سناریو در صورت بروز شوکهای همزمان در بخش صادرات، تشدید محدودیت در مبادلات بانکی خارجی و افت ناگهانی درآمدهای ارزی محقق میشود و بازار وارد یک چرخه معیوب میشود.
با افزایش فشار بر منابع رسمی و تضعیف انگیزه صادرکنندگان برای بازگرداندن ارز به دلیل شکاف نرخ رسمی و آزاد، عرضه رسمی منقبض میشود و تقاضای تجاری به همراه تقاضای احتیاطی خانوارها یکباره به سمت بازار آزاد سرازیر میشود.
تبعات اقتصادی این سناریو نیز شامل جهش در هزینه تامین مواد اولیه، انقباض در بخش عرضه صنایع، و انتقال مستقیم شوک ارزی به سبد معیشتی و شاخص تورم مصرفکننده خواهد بود.
- سناریوی بهینهسازی سیاست پولی
این سناریو نیازمند اصلاحات گامبهگام و همزمان در بخش سیاستگذاری پولی و روابط خارج از مرز است. سیاستگذار به جای اتکا بر عرضه مستقیم اسکناس، باید دست به اصلاح ریشهای انتظارات بزند.
این مسیر از طریق واقعبینانه کردن نرخ بهره بانکی متناسب با تورم و کاهش شکاف میان نرخ سامانه رسمی و بازار آزاد هموار خواهد شد.
تجربه ثابت کرده است که مدیریت بازار ارز، بیش از آنکه نیازمند تزریق یکباره منابع باشد، محتاج بازسازی اعتماد، پیشبینیپذیر کردن سیاستها و اصلاح ریشهای انتظارات ساختاری است.
بدون در نظر گرفتن این ابعاد، هرگونه مداخله مقطعی تنها به عنوان تنفس کوتاهمدت در روند بازار عمل خواهد کرد.
خریدوفروش طلای دیجیتال با واریز سریع تومان
در پایان باید گفت که شواهد نشان میدهند که مسیر کلان بازار ارز و طلا همچنان تحت تأثیر متغیرهای ساختاری قرار دارد و از این رو، مداخلات مقطعی بانک مرکزی بیش از آنکه نشانهای از چرخش روند بازار ارزها باشند، به عنوان فازهای اصلاحی موقت دیده میشوند.
در چنین محیطی، رفتار معاملهگران حرفهای باید بر مبنای مدیریت ریسک باشد؛ الگویی که در آن، اصلاحهای قیمتی موقت بهعنوان فرصتهای بازبینی پرتفوی شناخته شده و وزنه اصلی داراییها را به سمت ابزارهای نقدشونده و پوششدهنده تورم مثل طلای آبشده، یا در بازار کریپتو به سمت طلای دیجیتال و تتر هدایت شوند.
در این شرایط، تصمیمات معاملاتی خود را بهجای اتکا بر هیجانات و اخبار لحظهای، بر مبنای نرخ تورم ساختاری و تحولات کلان اقتصاد و از همه مهمتر مدیریت ریسک و سرمایه پایهریزی کنید.