در حالی که بخشی از بازارها هنوز جهش اخیر قیمت نفت را یک شوک موقت میدانند، برخی تحلیلگران هشدار میدهند که اثر تورمی جنگ ایران ممکن است حتی از شوک دوران کرونا هم شدیدتر باشد. شاید این گزاره در نگاه اول اغراقآمیز به نظر برسد؛ چون تورم فعلی هنوز با قلههای سال ۲۰۲۲ فاصله دارد. اما نکتهی مهم اینجاست که تورم انرژی معمولا با تاخیر وارد زندگی روزمره میشود. ابتدا در سوخت، سپس در حملونقل و تولید، و در نهایت در قیمت کالاها و خدمات اثر میگذارد.
برای فعالان بازارهای مالی این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ چون بازگشت تورم میتواند کاهش نرخ بهره را به تاخیر بیندازد و فشار تازهای به قیمت بیت کوین و آلت کوینها وارد کند.
دادهها چه میگویند؟
بر اساس گزارش ادارهی آمار کار آمریکا، هزینهی زندگی در ماه مارس با شتاب بیشتری افزایش یافت و تورم سالانه به ۳.۳ درصد رسید. بخش مهمی از این رشد از ناحیهی انرژی بود، جایی که قیمتها ۱۰.۹ درصد بالا رفت. در همین بازه، قیمت بنزین ۲۱.۲ درصد و نفت گرمایشی ۳۰.۷ درصد جهش کرد.
این فشار فقط به آمریکا محدود نیست. در کانادا، هزینهی بنزین در همان ماه ۹.۱ درصد افزایش یافت. در اتحادیهی اروپا نیز طبق دادههای CaixaBank Research، قیمت بنزین در اوایل آوریل نسبت به اواخر فوریه حدود ۱۵ درصد و قیمت گازوییل نزدیک به ۳۰ درصد رشد داشته است. همچنین دادههای وبسایت globalpetrolprices نشان میدهد که از میانهی فوریه تاکنون، میانگین قیمت سوخت در بسیاری از کشورها به شکل محسوسی بالا رفته است.
خریدوفروش سهام نفت با واریز سریع تومان
چرا این شوک میتواند از تورم کرونا هم بزرگتر باشد؟
برای پاسخ به این سوال، باید به چند سال قبل برگردیم. تورم شدید پس از کرونا از چند عامل همزمان شکل گرفت:
- اختلال در زنجیرهی تامین
- رشد قیمت انرژی و مواد غذایی
- تغییر الگوی مصرف از خدمات به کالا
- سیاستهای پولی و مالی انبساطی
پس از آن هم جنگ روسیه و اوکراین فشار مضاعفی به بازار انرژی و غذا (بهویژه در اروپا) وارد کرد.
تشخیص اینکه دقیقا کدام عامل نقش بزرگتری داشت ساده نیست، اما تردیدی وجود ندارد که ترکیب همهی این محرکها تورم را به بالاترین سطوح چند دههی اخیر رساند. نکتهی مهم اینجاست که بازتعادل اقتصاد بعد از آن شوک، سالها زمان برد. حالا بازار با یک بحران تازه در خاورمیانه روبهرو شده که ظرف کمی بیش از یک ماه، بخشی از دستاوردهای اقتصادی سالهای اخیر را تهدید کرده است؛ حتی اگر هنوز همهی دادهها این واقعیت را بهطور کامل نشان ندهند.
چرا مهار این موج سختتر است؟
اگر در کوتاهمدت یک توافق پایدار بین ایران-آمریکا شکل بگیرد، شاید بخشی از خسارتها ظرف چند ماه مهار شود. اما برای تحقق چنین سناریویی، قیمت نفت باید حداکثر تا ماه مه به سطوح پیش از جنگ برگردد، اتفاقی که فعلا چندان محتمل به نظر نمیرسد.
اگر قیمت انرژی در سطوح فعلی باقی بماند یا حتی بالاتر برود، بازگشت تورم به محدودههای پساکرونا دور از انتظار نخواهد بود. دلیلش هم روشن است:
اقتصاد جهانی هنوز نمیتواند به سرعت از سوختهای فسیلی فاصله بگیرد.
اروپا از سال ۲۰۱۹ پروژهی گذار سبز را آغاز کرده، اما مرحلهی اول آن تا ۲۰۳۰ و تکمیل کامل برنامه تا ۲۰۵۰ زمان میبرد. علاوه بر این، اجرای این طرح به سرمایهگذاری عظیمی نیاز دارد، رقمی در حدود یک تریلیون یورو طی دههی آینده، بهعلاوهی صدها میلیارد یوروی دیگر در هر سال.
در این میان، چین از بسیاری از اقتصادها جلوتر است. این کشور همچنان به نفت و زغالسنگ وابسته است، اما طی سالهای اخیر سرمایهگذاری سنگینی روی باد، خورشید و برق آبی انجام داده و اکنون حدود ۳۰ درصد برق خود را از این منابع تامین میکند. با این حال، اگر بحران انرژی عمیقتر شود، طبیعی است که چین هم بخش بیشتری از تولید داخلی خود را برای مدیریت نیازهای خودش نگه دارد.
جمعبندی
به زبان ساده، بازار شاید هنوز در حال قیمتگذاری یک جهش موقت باشد، اما واقعیت میتواند ما را به سمت دورهی طولانیتری از تورم هدایت کند. برای تریدرها و سرمایهگذاران، از بازار سهام تا بیت کوین، رصد همزمان نفت، تورم و سیاست بانکهای مرکزی در ماههای آینده ضروری خواهد بود.
